السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین(َع)


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-07:31 ب.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

قواعد درس چهارم

قواعد درس چهارم:


اقسام اسم معرب: اسم معرب به چهار شكل به كار برده می شود.


1- اسم مقصور: اسمی است كه به الف مقصوره ( ی-ا) ختم شده باشد. مثال: الهدی- الفتی- مستشفی- الدنیا- موسی و …


2- اسم منقوص: اسمی است كه به یاء ساكن ماقبل مكسور (یعنی قبلش كسره باشد) ختم شده باشد. مثال: القاضِی- الباقِی- الماضِی- اللیالِی و …

3- اسم ممدود: اسمی است كه به الف ممدوده (اء) ختم شده باشد. مثل: زهراء- خضراء- ماء- دعاء- سماء- انبیاء.


4- اسم صحیح الاخر: اسمی است كه به الف مقصوره و یاء ساكن و الف ممدود ختم نشده باشد. مثل: كتاب، مدرسه، تلمیذ، فاطمه، مریم.

اعراب تقدیری: هرگاه در اسم معربی علامت اعراب ظاهر نشود یعنی نتوانیم علامت اعراب به آخر آن اضافه كنیم آن كلمه اعراب تقدیری دارد.


كلماتی كه در مواردی كه اعراب تقدیری دارند عبارتند از:


1- اسم مقصور: اسمهای مقصور در هر سه حالت، رفع، نصب و جر اعراب تقدیری د ارد یعنی علامت اعراب نمی پذیرند.


رفع
اسم مقصور نصب اعراب تقدیری


جر
الدنیا مزرعه الآخره: الدنیا(مبتدا و تقدیراً مرفوع)، مزرعه(خبرو مرفوع به ضمه اصلی)


الآخره (مضاف الیه و مجرور به كسره اصلی)


جاء الفتی (فاعل و تقدیراً مرفوع) رأیتُ الفتی (مفعول به و تقدیراً منصوب)


سمت مِن الفتی (تقدیراً مجرور)


نكته: هر گاه اسم مقصور نكره و یا بدون ال باشد در هر سه حالت رفع و نصب و جر الف مقصوره (ی) آن حذف می شود و به جای آن تنوین نصب ــــًــــ می گیرد.


مثال: هـدی – فتی – جاء فتی (فاعل و تقدیراً مرفوع)


رأیتُ فتی (مفعول به و ظاهراً منصوب به فتحه اصلی) سمعتُ من فتی ( تقدیراً مجرور)


2-اسم منقوص: اسمهای منقوص در حالت رفع و جر اعراب تقدیری دارند ولی در حالت نصب اعراب ظاهری و اصلی دارند یعنی در حالت نصب فتحه می گیرند.


رفع
اسم منقوص جر اعراب تقدیری

نصب اعراب ظاهری و اصلی

جاء القاضِی (فاعل و تقدیراً مرفوع) رأیتُ القاضِی (مفعول به و منصوب ظاهراً به فتحه اصلی
سمعت من القاضِی (تقدیراً مجرور)


نكته: هر گاه اسم منقوص بدون ال و یا نكره باشد و در حالت رفع و جر یاء ساكن آن حذف می شود و به جای آن تنوین جر می گیرد ولی اعرابش تقدیری است. ولی در حالت نصب یاء آن حذف نمی شود و اعراب اصلی و ظاهری دارند.


معرفه نكره


القاضِی قاضٍ


الباقِی باقٍ


مانند: جاء قاضٍ (فاعل و تقدیراً مرفوع) رأیتُ قاضیاً (مفعول به و ظاهراً منصوب به فتحه اصلی)
سمعتُ من قاضٍ (تقدیراً مجرور)


3-اسمی كه به ضمیر متصل متكلم وحده (ی) اضافه شده باشد. در هر سه حالت رفع و نصب و جر دارای اعراب تقدیری می باشند.مانند:


جاء معلمی (معلم: فاعل و تقدیراً مرفوع، ی: مضاف الیه و محلاً مجرور)


رأیت معلمی (معلم: مفعول به و تقدیراً منصوب، ی: مضاف الیه و محلاً مجرور)


قلتُ لمعلمی ( معلم: تقدیراً مجرور، ی: مضاف الیه و محلاً مجرور)


نكته: هر گاه اسماء خمسه به ضمیر متصل متكلم وحده (ی) اضافه شده باشد در هر سه حالت رفع و نصب و جر اعراب تقدیری دارد. مثال:


رجع ابی إلی المدینهِ : (أب: فاعل و تقدیراً مرفوع، ی: مضاف الیه و محلاً مجرور)


سمِعتُ من أبی : (أب: تقدیراً مجرور، ی: مضاف الیه و محلاً مجرور)




نظرات() 
نوع مطلب : قواعد 

تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-07:29 ب.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

قواعد درس سوم

1- جمع مونث سالم: به جمع هایی گفته می شود كه با اضافه كردن (ات) ساخته می شود. مانند:

مؤمنات، تلمیذات، آیات، كلمات، مسلمات، صالحات، فراشات.


جمع مونث سالم در حالت رفع و جر اعراب اصلی دارند


یعنی در حالت رفع ُ ٌ و در حالت جر ِ‌ ٍ می گیرند. ولی در حالت نصب اعراب فرعی یا نیابی دارند. یعنی

در حالت نصب به جای فتحه، كسره می گیرند.

نكته: جمعهای سالم مؤنث هیچگاه فتحه نمی گیرند.

ضمه ( رفع ) ـــ
(اعراب اصلی)، جارت المعلمات (فاعل و مرفوع به ضمه اصلی)


كسره (جر ) ــــ


كسره (نصب) ـــــ (اعراب فرعی یا نیابی)، رأیت المعلماتِ (مفعول به و منصوب به كسره فرعی یا نیابی)


الحسنات یذهبن السیئاتِ : الحسنات (مبتدا و مرفوع به ضمه اصلی)، یذهبن (خبر جمله فعلیه محلاً مرفوع)، السیئاتِ (مفعول به و منصوب به كسره فرعی)


سمعتُ من المعلماتِ (مجرور به كسره اصلی)

مضاف الیه فاعل
مجرور مرفوع مبتدا
مجرور به حرف جر خبر

منصوب مفعول به
مجزوم فعل مضارع مجزوم (نهی)


2- اسم غیر منصرف: به اسمهایی گفته می شود كه هیچگاه تنوین نمی گیرند و در حالت رفع و نصب اعراب اصلی دارند. یعنی در حالت رفع ُ (ضمه) و در حالت نصب َ‌ (فتحه) می گیرند. ولی در حالت جر، اعراب فرعی یا نیابی دارند. یعنی در حالت جر به جای كسره (فتحه) می گیرند.
جاءتْ فاطمه (فاعل و مرفوع به ضمه اصلی)
رأیتُ فاطمه( مفعول به و منصوب به فتحه اصلی)
سمعتُ مِن فاطمه(مجرور به فتحه فرعی «نیابی»)
رفع، ضمه، ُ
اعراب اصلی جر، فتحه، َ اعراب فرعی(نیابی)
نصب، فتحه َ



نكته: اسمهای غیر منصرف عبارتند از:
1- اسم علم مؤنث مانند: فاطمه، مریم ، زینب

2- اسم شهرها و كشورها و رودها (خاص) مانند: اصفهان، ایران، كارون

3- اسم غیر عربی (عجم) مانند: ابراهیم، اسماعیل، یعقوب، یوسف، فرعون، اسحاق
4- اسمهایی كه بروزن(افعـل، فعلی، فعـلاء، فعـلان)باشندمانند:اكرم، عطشــی، زهراء ، خضراء- عطشان، سلمان


5- جمعهای مكسری كه بر وزن مفاعل و مفاعیل و شبیه آندو باشد( جمع های مكسری كه حرف سوم آن الف باشد وبعد از آن بیش از یك حرف به كار رفته باشد).
مانند: مساجد، موازین، معابد. شبیه آن، قواعد، حوادث
مفاعِیــل، مفاتیــح، محاریـب شبیـه آن، تفاسیر، تواریخ، تلامیذ


6- جمعهای مكسری كه به الف ممدود (اء) ختم شده باشد. مانند : اشیاء، اسماء، علماء، اولیاء، فضلاء.


نكته: اسمهای غیر منصرف با دو شرط در حالت جر، كسره می گیرند و اعراب اصلی دارند :
1- مضاف باشد. 2- ال داشته باشد.


ذهبتُ الی مسـاجد (مجرور به فتحه نیابی «فرعی»)


ذهبتُ الی المسـاجدِ (مجرور به كسره اصلی)


ذهبتُ الی المسـاجد المدینـه. المساجد( مجرور به كسره اصلی و مضاف) المدینه (مضاف الیه و مجرور به كسره اصلی)

پیامبرانی كه حرف اول اسم آنها یكی ازاین حروف باشد اسم آنها منصرف است و غیر از اینها
غیر منصرف می شوند:


شش صلمنـه (شیث، شعیب، صالح، لوط، محمد، نوح، هود)




نظرات() 
نوع مطلب : قواعد 

تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-07:25 ب.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

قواعد درس دوم

قواعد درس دوم:


اعراب: به حركت حرف (كلمات) آخر كلمات معرب، اعراب گفته می شود.


معرب: به كلماتی گفته می شود كه حركت حرف آخر آنها در شرایط مختلف تغییر می كند.


اعراب به سه شكل به كار برده می شود:

1 ـ اعراب محلی 2 ـ اعراب ظاهری 3 ـ اعراب تقدیری


1- اعراب محلی : در كلمات مبنی كه حركت حرف آخر كلمه تغییر نمی كند اعراب محلی می باشد.

اعراب محلی در موارد زیر به كار برده می شود:
الف) كلمات مبنی
ب) جمله ( خبر جمله - حال جمله - صفت جمله وصفیه )
ج) خبر شبه جمله (جار و مجرور و ظـرف زمان و مکان ) . جمله و شبه جمله مبنی به شمار می رود.

مانند:
هولاء تلمیذات: هولاء (مبتدا، محلاً مرفوع)، تلمیذات‌ (خبر، مفردو مرفوع به ضمه اصلی، اعراب ظاهری)
جاء اولئك: اولئك (فاعل، محلاً مرفوع)
الله ارسل رسوله انتِ فی الصّف
مبتداو مرفوع خبر جمله فعلیه مبتدا خبر شبه جمله(جارو مجرور)
اعراب ظاهری محلاً مرفوع محلاً مرفوع محلاً مرفوع
رأیتها: رأی(فعل)، تَ (فاعل، ضمیر، محلاً مرفوع)، ها (مفعول به، محلاً منصوب)

حروف جر: فی- من – الی- علی – بــ - لـِ – عن – ك – حتّــی – واو قسـم.
علیــك : علــی (حرف جر)، ك (محلاً مجرور)
الكتاب فـوق المنضــده: الكتـاب (مبتـدا، محلاً مرفوع)، فــوق المنضــده (خبر شبه جمله، محلاً مرفوع)

2- اعراب ظاهری: هر گاه علامت اعراب در آخر كلمات معرب ظاهر و آشكار باشد آن را اعراب ظاهری می نامند و به دو شكل به كار برده می شود.
الف) اعراب اصلی ب) اعراب فرعی (نیابی)



الف) اعراب اصلی :هر گاه كلمه ای در حالت رفع (ضمه ُ‌ ٌ ) و در حالت نصب (فتحه َ‌‌ ً ) و در حالت جر ( كسره ِ ٍ ) و در حالت جزم ( سكون ْ ) داشته باشد دارای اعراب اصلی می باشد.
رفع، ضمه ، ُ ٌ‌ مشترك بین اسم و فعل مضارع
نصب، فتحه َ ً
علامت اعراب اصلی جر، كسره ، ِ ٍ فقط اسم
جزم، سكون ، ْ فقط فعل مضارع
مانند: لـم یكْتُبْ التلمیــذُ الدرس فی البیت.
لم یكتب (فعل مضارع و مجزوم به سكون «حذف ضمه»، اعراب اصلی)
التلمیذ (فاعل و مرفوع به ضمه اصلی ) الدرس: (مفعول به و منصوب به فتحه اصلی)

فی البیت: (مجرور به كسره اصلی) لا تقـــل الكـــذب. لا تقــل: (فعل مضارع مجزوم به سكون «حذف ضمه» اعراب اصلی)الكــذب: (مفعول به و منصوب به فتحه اصلی)
نكتــه : در فعلهای مبنی برای مشخص كردن نوع مبنی به سومین حرف اصلی فعل نگاه می كنیم و با توجه به علامت سومین حرف اصلی نوع مبنی آنها را مشخص می كنیم .
مبنی بر سكون : ذهبتَ – یذهبن – ذهبْتِ



ب) اعراب فرعی یا نیابی: هر گاه كلمه ای در حالت رفع، نصب، جر و جزم به جای علامات اعراب اصلی از حروف یا حركات دیگری استفاده كند دارای اعراب فرعی یا نیابی می باشد و شامل موارد زیر می باشد.


1 ـ اسم مثنی
2 ـ اسم جمع سالم مذكر
3 ـ اسماء خمسـه
4 ـ اسماء جمع سالم مؤنث
5 ـ اسم غیر منصرف


اسم مثنی: به اسمهایی گفته می شود كه بر دو تا دلالت داشته باشند و با اضافه كردن «ان-ین» ساخته می شوند و همیشه دارای اعراب فرعی یا نیابی می باشند. به این صورت كه در حالت رفع ( الف) و در حالت نصب و جر ( یاء) می گیرند.


نكته 1- «ن» در اسمهای مثنی علامت اعراب نمی باشد و هنگام مضاف واقع شدن «ن» مثنی حذف می شود. مانند: جاء التلمیذان (فاعل و مرفوع به الف نیابی)
رأیت التلمیذین ( مفعول به و منصوب به یاء نیابی)
سمعت من التلمیذین( مجرور به یاء نیابی)
جاء اخواك (فاعل و مرفوع به الف نیابی)


نكته2- یاء درصورتی علامت نصب است كه قبل از آن اسم حرف جربه كار نرفته باشدوآن اسم مضاف الیه نباشد یاء در صورتی علامت جراست كه قبل از آن حرف جر به كار رفته باشدو مضاف الیه باشد.

2-اسم جمع سالم مذكر: جمعهایی كه با اضافه كردن (ون‌ ـ ین ) ساخته می شوند و همیشه دارای اعراب فرعی یا نیابی هستند یعنی در حالت رفع (واو) و در حالت نصب و جر (یاء) می گیرند.
جاء المعلمون (فاعل و مرفوع به واو نیابی)
رایت المعلمین ( مفعول به و منصوب به یاء نیابی)
سمعت من المعلمین (مجرور به یاء نیابی)
نكته: «ن» در جمع سالم مذكر علامت اعراب نمی باشد و هنگام مضاف واقع شدن حذف می شود.
جاء معلموهم (فاعل و مرفوع به واو نیابی)
المعلمون + هم معلموهم



3- اسماء خمسـه: عبارتند از: أب، أخ، ذو، فـــو، حــم.
چون این اسمها در اعراب مانند هم به كار می روند و علامت اعرابشان یكسان است اسماء خمسه نامیده می شوندومعمولاً‌ درجمله به اسم دیگری اضافه می شوندیعنی مضاف واقع می شوندو دارای اعراب فرعی یا نیابی هستند. به این صورت كه در حالت رفع، (واو) و در حالت نصب (الف) و در حالت جر (یاء) می گیرند. مانند: جاء أبــوك (فاعل و مرفوع به واو نیابی) رأ‌یتُ أبـاك (مفعول به و منصوب به الف نیابی)
سمعت من أبیـك (مجرور به یاء نیابی)


نكته 1 = هرگاه اسماء خمسـه مضاف به ضمیر متكلم وحده در هر سه حالت (رفع – نصب – جـر ) اعراب تقدیری
دارند : جاء أبــی رأیت أبـــی سلمت علی أبـــی



نكته 2: دراسمهای مثنی وجمع سالم مذكرواسماء خمسه چون علامت اعراب آنها حروف می باشدبه آنها اعراب به حروف گفته می شود ولی در اسمهای جمع سالم مؤنث و اسم ضمیر منصرف چون علامت اعراب حركت می باشد به آنها اعراب به حركت گفته می شود.




نظرات() 
نوع مطلب : قواعد 

تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-07:17 ب.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

قواعد درس اول

اسم نكره: به اسمهایی گفته می شود كه برای ما ناشناخته و نا آشنا باشند و علامت آن معمولاً تنوین

است. تنویــن ــــــــ . مثال: رجل - ‌إمرأه‌ - كتاباً‌ - شجره‌ .


نكته ا- در اسمهای مثنی و جمع سالم مذكر كه تنوین نمی گیرند هر گاه «ال» نداشته باشند و «ن»

 آنها حذف نشده باشدوبه اسم معرفه اضافه نشده باشند نكره می باشد. مثال: رجلان – رجلین-

معلمون – معلمین .
نكته 2- بعضی از اسمهای اشخاص مذكر تنوین می گیرند ولی نكره نیستند و معرفه می باشند.


مثال : محمــد – علیاً – سعید .


نكته3- اسم غیر منصرف با شرطی نكره هستندكه :


1= مضاف به معرفه نباشد 2 = اسم علم نباشد 3 = الـ نداشته باشنـد


اسم معرفه: به اسمهایی كه برای ما شناخته شده و آشنا باشند و به شش دسته تقسیم می شوند.

 


اقسام معارف:


1- اسم علم 2 ـ ضمیر 3 ـ اسم اشاره


4 ـاسم موصول 5 ـ معرفه به ال (ذواللام) 6 ـ معرفه به اضافه


معارف شش بود، مضمر. اضافه علم، ذواللام، موصول. اشاره.

اسم علـم: به اسمهایی گفته می شودكه مخصوص یك شخص یا یك مكان و یا یك شیء بخصوص باشد. مانند :
محمد‌ - فاطمه – ایران- اصفهان- كارون-
منصرف غیر منصرف

نكته ا- به اسمهایی که می توانند تنویــن بگیرندمنصرف وبه اسمهایی كه هیچگاه تنوین

نمی گیرندغیرمنصرف گفته می شود .) در درس سوم درباره اسم غیـر منصرف بطور کامل می خوانیم .)


نكته2-دربین اسمهای علم فقط بعضی ازاسمهای اشخاص مذكركه حروف اصلی عربی دارندتنوین

میگیرندوبقیه اسمهای علم تنوین نمی گیرند.
نكته 3- اسم علم به دو شكل بكار می رود:


الف) اسم علم مفرد: به اسمهایی گفته می شود كه از یك جزء تشكیل می شوند.

مثال: مریم- دمشق
ب) اسم علم مركب: به اسمهایی گفته می شود كه از دو جزء تشكیل می شوند.


مثال: عبدالله : عبد + الله ابوطالب: ابو +طالب === مركب اضافی


مضاف مضاف الیه مضاف مضاف الیه


الحجــر الاسـود مركب وصفی

موصوف صفت
2- ضمیر:


ضمیر به دو شكل به كار می رود:


1- ضمیر منفصل 2- ضمیر متصل.


1- ضمیر منفصل: این ضمیر خود نیز به دو شكل تقسیم می شود:

الف) ضمیر منفصل رفعی (مرفوع): ضمیرهایی هستند كه در اول جمله قرار می گیرند و مبتدای جمله

می باشند و چون مبتدا مرفوع است به این ضمیرها نیز رفعی (مرفوع) گفته می شوند.



ضمیر منفصل رفعی عبارتنداز:


غائب مخاطب متکلـم


مذکر مونث مذکر مونث متکلم وحده


مفرد هــو هـــی أنت أنت أنا


مثنـی هما هما انتما انتما متکلـم مع الغیر


جمـع هم هــن انتم انتن نحـن


نكته : هرگاه مبتدا و خبر معرفه باشند معمولا بین آنها ضمیر منفصلی قرار می گیرد كه به آن ضمیر

 فصل یا عماد گفته می شود و محلی از اعراب ندارد . مانند : الله هــو السمیع اولئك هــم المفلحون

ب) ضمیر منفصل نصبی (منصوب): ضمیرهایی هستند كه در جمله مفعول به می باشند و چون مفعول

 به منصوب است به این ضمیرها نیز نصبی یا منصوب گفته می شود و عبارتند از :


غائب مخاطب متکلـم


مذکر مونث مذکر مونث متکلم وحده


مفرد ایاه‌ ایاهـا ایاک ایاك ایای


مثنـی ایاهما ایاهما ایاكما ایاكما متکلـم مع الغیر


جمـع ایاهم ایاهن‌ ایاكم ایاكن ایانـا


2- ضمیر متصل: ضمیرهای متصل نیز به دو شكل به كار می روند:


الف) ضمیر متصل رفعی (مرفوع): ضمیرهایی هستند كه فقط به فعل اضافه می شوند و جزء فعل می

باشند و نشان دهنده ی صیغه ی فعل هستند كه به آنها ضمیر متصل فاعلی یا بارز یا متصل رفعی گفته

می شود.و عبارتنداز:


فعل ماضی ا- و- ن- ت – تما- تم – ت –تن - ت – تا


فعل مضارع و امر ا- و- ن- ی-


مثال: ذهبا – ذهبــوا- ذهبنـا فعل ماضی


مثال: یذهبان – یذهبـــون – تذهبیــن –تذهبـن فعل مضارع


مثال : إذهبــا ـ إذهبــوا ـ إذهبــی ـ إ ذهبــن == امر


نكته 1- «نون» در صیغه های مثنی و جمع مذكرو مفرد مؤنث مخاطب علامت مرفوع بودن فعل

مضارع
می باشد و ضمیر بشمار نمی رود .

 


ب) ضمیر متصل نصبی و جرّی كه عبارتند از :

غائب مخاطب متکلـم

مذکر مونث مذکر مونث متکلم وحده


مفرد ه‌ هـا ک ك ی

مثنـی هما هما كما كما متکلـم مع الغیر

جمـع هم هن كم كن نـا


نكته 1- هر گاه این ضمیرها به آخر فعل و حروف مشبهه بالفعل اضافه شوند ضمیر متصل نصبی

هستند اگر به فعل اضافه شوندمفعولاً‌ به و محلاً منصوب هستند واگر به حروف مشبهه اضافه شوند

اسم حروف مشبهه و محلا منصوب می باشند .

مثال: اَعْرفِــک شاهد نا


فعل مفعولاً به و محلاً منصوب (ضمیر متصل نصبی)


نكته 2- هر گاه این ضمیرها به آخر اسم و یا حرف جر اضافه شوند ضمیر متصل جرّی می باشند. اگر به اسم اضافه شوند مضاف الیه و اگر به حرف جر اضافه شوند محلاً مجرور به حرف جر می باشند.
حروف جر: فی- من – الی- علی – بــ - لـِ – عن – ك – حتّــی – حاشا – كلا - واو قسـم .........
واو قسم مثل: و العصر - و التین و الزیتون منك: من ك

حرف جر مجرور به حرف جر حرف جر مجرور به حرف جر
جار و مجرور جار و مجرور

3- اسم اشاره: به دو شكل به كار می رود.
الف) اسم اشاره به دور:
مذكر مونث معنی
مبنی مفرد ذلك تلك آن
معرب مثنی ذانك-ذینك تانك-تینك آندو
مبنی جمع اولئك اولئك آنان-آنها



ب) اسم اشار ه به نزدیك:
مذكر مونث معنی
مبنی مفرد هذا هذه این
معرب منثی هذان- هذین هاتان- هاتین ایندو
مبنی جمع هولاء هولاء اینان- اینها


نكته 1- اسمهای اشاره هولاء و اولئك فقط برای جمعهای عاقل (انسانها) به كار برده می شوند و برای جمعهای غیر عاقل (غیر انسانها) از هذه و تلك استفاده می شود. (برای جمعهای غیر عاقل یا غیر انسانها از قواعد مفرد و مونث استفاده می كنند. یعنی، ضمیر، فعل، اسم اشاره، اسم موصول، مفرد و مونث به كار برده می شود.) مثال:
تلامیذ – معلمون – معلمات
هولاء – هولاء – هولاء (جمع عاقل، انسانها)
اولئك – اولئك – اولئك

نكته 2 - اسم( الـ ) دار بعد از اسم اشاره اگر جامد باشد عطف بیان و اگر مشتق باشد صفت مفرد می باشد
هولاء التالمیذ (عطف بیان ) هولاء المعلمون (صفت مفرد )

4- موصول: به دو شكل به كار می رود:
الف) اسم موصول خاص كه عبارتند از:
مذكر مونث
مبنی مفرد الذی التی كسی كه
معرب مثنی الذان- الذین التان – التین كسانی كه
مبنی جمع الذین الّاتی كسانی كه


ب) اسم موصول عام (مشترك) : برای عاقل (انسانها)، مــن كسی كه، آنكه
برای غیر عاقل (غیر انسان)، ما چیزی كه، آنچه
نكته ا- به جمله ای كه بعد از اسم موصول قرار می گیرد، جمله ی صله (صله ی موصول) گفته می شود.
در جمله صله ضمیر ی بكار برده می شود كه به اسم موصول برمی گردد و به آن ضمیر عائد
گفته می شود . مانند: الله هو ا لــذی ارسـل رسوله با لهدی
اسم موصول صله ( صله ی موصول)

نكته 2= اسم موصول بعد از اسم الـ دار اگر به معنی ( كه ) باشد صفت مفرد می باشد .
هذا هـو الظبــی الــذی فتشت عنـه طـول النهـار .

5- معرفه به الـ (ذواللام): هر گاه نكره ای با «ال» به كار برده شود به معرفه تبدیل می شود كه به آن معرفه به ال (ذواللام) گفته می شود و هیچگاه تنوین نمی گیرند. مثال: ال+ كتاب‌ = الكتاب الرجل ، الشجره و … یعنی اگر ال را برداریم نكره می شود.

6 ـ معرفه به اضافه: هر گاه اسم نكره ای به اسم معرفه ای اضافه شود اسم نكره به معرفه تبدیل
می شود كه به آن معرفه به اضافه گفته می شود . مثال:
كتاب + التلمیذ كتــاب التلمیــــذ
معرفه به اضافه معرفه به ال (مضاف و مضاف الیه)
نكته ا: معرفه به اضافه یا مضاف ، هیچگاه ال- تنوین- نون مثنی و نون جمع مذكر سالم نمی گیرد. مثال:
اخوانِ + كم اخـواكـم
اخوینِ‌ + كم اخویـكم
معلمون + المدرسه معلمـو المدرسه
معرفه به اضافه معرفه به ال (مضاف و مضاف الیه)
( مضـاف در معرفه و نکــره بودن از مضـاف الیــه پیــروی دارد به این صورت که اگـر مضاف الیـه معـرفه باشد مضاف هم معـرفه و اکـر مضاف الیـه نکــره باشــد مضاف هــم نکــره می باشد .)
کتاب معلــم کتاب المعلــــم






نظرات() 
نوع مطلب : قواعد 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات