السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین(َع)


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-01:00 ق.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

الدَّرسُ الرّابع (ترجمه متن)

                                     «جُمال الْعلم»

اِعتَزِلْ ذِکْرَ  الأغانـى  و  الْغَزَلْ          *         و قُلِ الْفَصْلَ و جانِبْ مَنْ هَزَلْ

وَ اتَّقِ  اللّهَ   فَتَقْوَی  اللّهِ  ما           *         جاوَرَتْ قلْبَ   امْرِئٍ   إلّا  وَصَلْ

لَیْسَ مَنْ  یَقْطَعُ   طُرْقاً  بَطَلا           *          إنَّما  مَنْ   یَتَّقى  اللهَ   البَطَلْ
 
أین  نِمرودُ  و  کَنْعانُ  و  مَنْ            *         مَلَکَ الأرضَ و  وَلَّـی و  عَزلْ؟!

اُطْلُبِ  الْعلمَ و  لاتَکْسَلْ  فما           *         أبْعَدَ الْخیـرَ علـی أهلِ الکَسَلْ!

وَاهْجُرِ النَّوْمَ   و  حَصِّلْهُ  فمَن           *         یَعْرِفِ الْمطلوبَ یَحْقِرْ ما  بَذَلْ

فـى ازْدیادِالْعلمِ إرْغامُ الْعِدَی            *         و جَمالُ الْعلمِ  إصلاحُ  العَملْ

لا تَقُلْ  أصلى  و  فَصْلى أبداً            *         إنَّما  أصلُ الْفَتی ما قَدْ حَصَلْ

قیمةُ   الإنسانِ   ما  یُحْسِنُهُ            *        أکْثـرَ  الإنسانُ منه  أمْ   أقـلّ
              

قَصِّرِ  الآمالَ  فـﻰ الدّنیا  تَفُـزْ            *          فَدلیلُ  الْعقلِ تَقصیـرُ  الأمَـل

 
درس چهارم:

از ذکر ترانه های بی معنی و مفهوم و لهو و لعب دوری کن.

و سخن حق را بازگو و از بیهوده گویان دوری کن.

و تقوای خدا پیشه کن زیرا تقوای خدا به قلب انسانی نزدیک نشد مگر اینکه به  آن برسد.

کسی که راهزنی می کند  قهرمان نیست،قهرمان کسی است که تقوای خدا پیشه کند.

کجایند نمرود و کنعان و آنکه مالک زمین شد و مقام داد و برکنار کرد؟

علم را طلب کن و تنبلی نکن زیرا چه دور است خیر و برکت بر تنبل ها !

و خواب را ترک کن و [علم را ] به دست آور زیرا کسی که خواسته را بشناسد، آنچه را بخشش کند

خوار و کوچک شمارد.


در افزایش علم، به خاک افکندنِ دشمنان وجود دارد و زیباییِ علم، اصلاح عمل است.

هرگز نگو: اصل و نسب من . اصل جوانمرد چیزی است که خودش آن را به دست آورده است.

ارزش انسان به چیزی است که آن را به نیکی انجام داده . خواه آن را زیاد انجام داده باشد یا کم.

آرزوها را در دنیا کم کن تا رستگار شوی. زیرا که نشانه ی عقل، کوتاه کردنِ آرزوست.
 


نظرات() 
نوع مطلب : معنی متن 

تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-12:27 ق.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

الدَّرسُ الثّانـى(ترجمه متن)

فـى خدمة الْبؤساء:در خدمت فقیران
 
اَلْهَواءُ حارٌّ و النّاسُ فـى بُیوتِهِم . خَرجَ علـىٌّ (ع) إلـی السّوقِ.

 هوا گرم است و مردم در خانه هایشان هستند علی (ع) به سوی بازار خارج شد.

لا تَخْرُج الآنَ .اَلشَّمسُ مُحْرِقَهٌ .

اکنون خارج نشو. خورشید سوزان است.

لا ...لعلَّ ذا حاجةٍ یَطْلُبُ مُساعدةً.:نه .... شاید نیازمندی کمک بخواهد.

و فـى الطّریقِ.: و در  راه.

ثَقیلةٌ ...ثقیلةٌ. لکنْ لا حیلةَ ...اَلأطفالُ ...اَلْجوعُ ...اَلْعطَشُ ...ماذا أفْعَلُ؟!:

سنگین است .... سنگین است. ولی چاره ای نیست ...کودکان ... گرسنگی... تشنگی ....

چه کار کنم؟!


فَنَظَرَ إلیها علـىّ (ع)!:علی (ع) به او نگاه کرد!
 

فَجاءَ و أخَذَ مِنها القِربَةَ.فحَمَلَها إلـی بیتِها ... و سَألَها عَن حالِها:سپس آمد و مشک را از او

گرفت و به خانه اش برد... و از حال او پرسید.

بَعَثَ علـی بنُ أبـﻰ طالبٍ زَوجـى إلـی الثُّغورِ ....و بعدَ أیّامٍ سَمِعنا خَبَرَ وفاتِهِ!:علی بن ابی

طالب همسرم را به مرزها فرستاد ... و بعد از چند روز خبر وفات  او را شنیدیم.

و لـى أطفالٌ یَتامَی و لَیسَ عندﻯ شـﻰءٌ.:و کودکان یتیمی دارم و چیزی ندارم.

فقد ألْجَأتْنـى  الضَّرورةُ إلـی خدمةِ النّاسِ.:و نیاز مرا به خدمت مردم واداشته است.

ذهب علـىٌّ (ع) محزوناً إلـی دارِ الْحکومةِ وحَمَلَ زنبیلاً فیه طعامٌ.:علـی (ع) غمگین به مرکز

خلافت رفت و زنبیلـی را که در آن غذا بود برداشت.

فَرَجَعَ و قَرَعَ الْبابَ.:پس برگشت و در زد.

مَن یَقْرَعُ الْبابَ؟:چه کسی در می زند؟

أنا ذلکَ الْعبدُ الَّذى حَمَلَ مَعَک القِرْبةَ ....اِفْتَحـى الْبابَ ..... إنَّ مَعـى شیئاً لِلأطفالِ ...:
 

من همان بنده ای هستم که مشک را همراه تو برداشت ... در را باز کن.... برای بچّه ها

چیزی همراهم است.

رَضِىَ الله عنکَ و حَکَمَ بینـى و بیْنَ علـىّ بن أبـى طالبٍ!:خدا از تو راضی باشد و میان من و

علی بن ابی طالب داوری کند.

فدخلَ علـىٌّ (ع) و قالَ:پس علی (ع) وارد شد و گفت.

إنـّى أحِبُّ اکْتِسابَ الثَّوابِ،فَانْتَخِبـى بَیْنَ هذیْنِ الأمْریْنِ:تَهیئةِ الْخُبْزِ أو اللَّعِبِ مع الأطفالِ.:

من به دست آوردن ثواب را دوست دارم. پس یکی از این دو کار را انتخاب کن: تهیه کردن

نان یا بازی کردن با بچّه ها را.

أنا أقْدَرُ مِنْکَ علـی تَهْیئَةِ الْخُبزِ؛فَالْعَبْ أنتَ مع الأطفالِ!:

من از تو در تهیه نان تواناتر هستم. پس تو با بچه ها بازی کن.

فذهبَ علـىٌّ (ع) إلـی  طِفْلَیْنِ صغیـرَیْنِ مِن بَینِهِم،و جَعَلَ التّمر فـى فَمِهِما و هو یقولُ لِکُلٍّ

مِنهُما:
پس علی (ع) از میان آنان به سوی دو کودک کوچک رفت و خرما در دهان آن دو

گذاشت در
حالی که به هر یک از آن دو می گفت.

یا بُنـىَّ! اِجْعَلْ علـىّ بنَ أبـى طالبٍ فـى حِلٍّ مِمَّا مرَّ فـى أمْرِکَ!:ای پسرکم! علی ابن ابی

طالب را از آنچه که در کارت کوتاهی کرد حلال کن.

و بعدَ ساعةٍ.:و بعد از ساعتی.

أخى ! اُسْجُر التَّنّورَ.:برادرم تنور را روشن کن.

اَللّهُمَّ أفْرِغْ علـی هذا الرَّجُلِ خیْرَک و ثوابَکَ...و لکن...علـىٌّ بنُ أبی طالبٍ...کیفَ...؟!:

خدایا خیر و ثوابت را بر این مرد فرو بریز ... ولی ... علی بن ابی طالب ...چگونه ... ؟!
 

 هو لا ینظرُ إلـی حالِ الْمحرومیـنَ ... نَحنُ مَحرومونَ و لکن هو...!:او به حال محرومان نگاه

نمی کند ... ما محروم هستیم ولی او ...!

فبادَرَ علـىٌّ (ع) إلـی سَجْرِهِ.:پس علی (ع) اقدام به روشن کردن آن نمود.

فلَمّا أشْعَلَهُ:سپس وقتی آن را روشن کرد.
 

ذُقْ یا علـىُّ!هذا جَزاءُ مَن نَسِـﻰَ الْمَساکیـنَ و الْیَتامَی!:ای علی بچش. این سزای کسی

است که درماندگان ویتیمان رافراموش کند.
 

حینَئذٍ جاءَت امْرأةٌ و شاهَدَتْ خلیفةَ الْمسلمیـنَ وتَعَجَّبَتْ!:در این هنگام زنی آمد و خلیفه ی

مسلمانان را دید و تعجب کرد.

ویْحَکِ ... أتعلَمیـنَ مَن هو ؟! هو أمیـرُ الْمؤمنیـنَ ...:وای بر تو ... آیا می دانی او کیست؟ او

امیر المؤمنین است.

ویلٌ لـى.ماذا أفعلُ؟! فَذَهَبَتْ إلَیْهِ و هى تَعْتَذِرُ!:وای برمن.چه کار کنم؟‌پس به سوی او

رفت در حالی که معذرت می خواست.

وا حَیائى ... واحَیائى ... عفواً ... معذرةً ... یا أمیـرَ الْمؤمنیـنَ ... عفواً ...:شرمم باد ... شرمم

باد ... ببخشید ... معذرت ... ای امیر المؤمنین ... ببخشید ...
 

لا... لا.... بل واحَیائى منک فیما قَصَّرْتُ فـى أمْرِک!:نه ... نه .... بلکه من از تو شرمم باد در

 آنچه که در کار تو کوتاهی کردم.



نظرات() 
نوع مطلب : معنی متن 

تاریخ:جمعه 11 آذر 1390-05:23 ب.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

الدرس الاول:الهی(ترجمه متن)

الهی...

رب اشرح لی صدری :ای پروردگار من برای من سینه ام را بگشای

 

و یسر لی امری:و برای من کارم را اسان گردان

 

و احلل عقده من لسانی:وگره از زبانم باز کن

 

یفقهوا قولی:تا سخنم را بفهمند

 

اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم:خدایا مرا از تاریکی های وهم و خیال خارج کن

 

واکرمنی بنور الفهم:ومرا با نور فهم و بینش گرامی بدار

 

اللهم افتح علینا ابواب رحمتک:خدایا برای ما درهای رحمتت را باز کن

 

وانشر علینا خزاعن علومک:وبرای ما گنجینه های علومت را بگستران

 

رب یسر و لا تعسر:پروردگارا اسان بگیر و سخت نگیر

 

اللهم فرح قلبی:خدایا قلبم را شاد گردان

 

اللهم انهج لی الی محبتک سبیلا سهله:خدایا برای من به سوی عشقت راهی اسان نشان بده

 

الهی لا تجعل للشیطان علی عقلی سبیلا:خدایا برای شیطان راهی برای تسلط بر عقلم قرار مده

 

ولا للباطل علی عملی دلیلا:وبرای کار باطل دلیل و راهنمایی در کارم قرار مده

 

اللهم الهمنا طاعتک و جنبنا معیصیتک:خدایا بندگیت را به ما الهام کن و مارا از نافرمانیت دور گردان

 

برحمتک یا ارحم الراحمین:به رحمت خودت ای مهربان مهربانان





نظرات() 
نوع مطلب : معنی متن 

تاریخ:جمعه 11 آذر 1390-05:21 ب.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

الدرس الاول(لغت و مترادف متضاد)

1.اشرح:بگشای(به من ظرفیت و حوصله عطا فرما)

2.یسر:اسان کن(امر للمخاطب تفعیل)

3.احلل:بگشای(امر للمخاطب)

4.عقده:گره

5.یفقهوا:تا بفهمند(مضار للغاعبین مجزوم)

6.اخرجنی:مرا خارج کن(فعل امر للمخاطب از باب افعال+نون وقایه+یا متکلم وحده)

7.ظلمات:تاریکی ها

8.الوهم:گمان.پندار

9.اکرمنی:مرا گرامی بدار(امر از باب افعال/للمخاطب+نون وقایه+یا متکلم وحده)

10.انشر:بگستر(امر للمخاطب)

11.خزاعن:گنجینه ها/مفردش:خزینه

12.لا تعسر:سخت نگیر(نهی/للمخاطب/باب تفعیل)

13.فرح:شاد کن(امر للمخاطب/باب تفعیل)

14.انهج:نشان بده(امر للمخاطب)

15.دلیل:راهنما(صفت مشبهه)

16.الهم:الهام کن(امر للمخاطب/از باب افعال)

جنبنا:ما را دور کن(امر للمخاطب/باب تفعیل)

کلمات مترادف:

1.اشرح:احلل

2.یسّر:هوّن

3.إجتنب:إبتعد

4.إشرح:وسّع

5.حلّ-فتح:فتق

کلمات متضاد:

1.ظلمات:نور

2.طاعة:معصیة

3.یسر:عسر





نظرات() 
نوع مطلب : معنی متن 



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic