السلام علی الحسین وعلی علی بن الحسین وعلی اولادالحسین وعلی اصحاب الحسین(َع)


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 16 آذر 1390-07:17 ب.ظ

نویسنده :تجربی 2/1

قواعد درس اول

اسم نكره: به اسمهایی گفته می شود كه برای ما ناشناخته و نا آشنا باشند و علامت آن معمولاً تنوین

است. تنویــن ــــــــ . مثال: رجل - ‌إمرأه‌ - كتاباً‌ - شجره‌ .


نكته ا- در اسمهای مثنی و جمع سالم مذكر كه تنوین نمی گیرند هر گاه «ال» نداشته باشند و «ن»

 آنها حذف نشده باشدوبه اسم معرفه اضافه نشده باشند نكره می باشد. مثال: رجلان – رجلین-

معلمون – معلمین .
نكته 2- بعضی از اسمهای اشخاص مذكر تنوین می گیرند ولی نكره نیستند و معرفه می باشند.


مثال : محمــد – علیاً – سعید .


نكته3- اسم غیر منصرف با شرطی نكره هستندكه :


1= مضاف به معرفه نباشد 2 = اسم علم نباشد 3 = الـ نداشته باشنـد


اسم معرفه: به اسمهایی كه برای ما شناخته شده و آشنا باشند و به شش دسته تقسیم می شوند.

 


اقسام معارف:


1- اسم علم 2 ـ ضمیر 3 ـ اسم اشاره


4 ـاسم موصول 5 ـ معرفه به ال (ذواللام) 6 ـ معرفه به اضافه


معارف شش بود، مضمر. اضافه علم، ذواللام، موصول. اشاره.

اسم علـم: به اسمهایی گفته می شودكه مخصوص یك شخص یا یك مكان و یا یك شیء بخصوص باشد. مانند :
محمد‌ - فاطمه – ایران- اصفهان- كارون-
منصرف غیر منصرف

نكته ا- به اسمهایی که می توانند تنویــن بگیرندمنصرف وبه اسمهایی كه هیچگاه تنوین

نمی گیرندغیرمنصرف گفته می شود .) در درس سوم درباره اسم غیـر منصرف بطور کامل می خوانیم .)


نكته2-دربین اسمهای علم فقط بعضی ازاسمهای اشخاص مذكركه حروف اصلی عربی دارندتنوین

میگیرندوبقیه اسمهای علم تنوین نمی گیرند.
نكته 3- اسم علم به دو شكل بكار می رود:


الف) اسم علم مفرد: به اسمهایی گفته می شود كه از یك جزء تشكیل می شوند.

مثال: مریم- دمشق
ب) اسم علم مركب: به اسمهایی گفته می شود كه از دو جزء تشكیل می شوند.


مثال: عبدالله : عبد + الله ابوطالب: ابو +طالب === مركب اضافی


مضاف مضاف الیه مضاف مضاف الیه


الحجــر الاسـود مركب وصفی

موصوف صفت
2- ضمیر:


ضمیر به دو شكل به كار می رود:


1- ضمیر منفصل 2- ضمیر متصل.


1- ضمیر منفصل: این ضمیر خود نیز به دو شكل تقسیم می شود:

الف) ضمیر منفصل رفعی (مرفوع): ضمیرهایی هستند كه در اول جمله قرار می گیرند و مبتدای جمله

می باشند و چون مبتدا مرفوع است به این ضمیرها نیز رفعی (مرفوع) گفته می شوند.



ضمیر منفصل رفعی عبارتنداز:


غائب مخاطب متکلـم


مذکر مونث مذکر مونث متکلم وحده


مفرد هــو هـــی أنت أنت أنا


مثنـی هما هما انتما انتما متکلـم مع الغیر


جمـع هم هــن انتم انتن نحـن


نكته : هرگاه مبتدا و خبر معرفه باشند معمولا بین آنها ضمیر منفصلی قرار می گیرد كه به آن ضمیر

 فصل یا عماد گفته می شود و محلی از اعراب ندارد . مانند : الله هــو السمیع اولئك هــم المفلحون

ب) ضمیر منفصل نصبی (منصوب): ضمیرهایی هستند كه در جمله مفعول به می باشند و چون مفعول

 به منصوب است به این ضمیرها نیز نصبی یا منصوب گفته می شود و عبارتند از :


غائب مخاطب متکلـم


مذکر مونث مذکر مونث متکلم وحده


مفرد ایاه‌ ایاهـا ایاک ایاك ایای


مثنـی ایاهما ایاهما ایاكما ایاكما متکلـم مع الغیر


جمـع ایاهم ایاهن‌ ایاكم ایاكن ایانـا


2- ضمیر متصل: ضمیرهای متصل نیز به دو شكل به كار می روند:


الف) ضمیر متصل رفعی (مرفوع): ضمیرهایی هستند كه فقط به فعل اضافه می شوند و جزء فعل می

باشند و نشان دهنده ی صیغه ی فعل هستند كه به آنها ضمیر متصل فاعلی یا بارز یا متصل رفعی گفته

می شود.و عبارتنداز:


فعل ماضی ا- و- ن- ت – تما- تم – ت –تن - ت – تا


فعل مضارع و امر ا- و- ن- ی-


مثال: ذهبا – ذهبــوا- ذهبنـا فعل ماضی


مثال: یذهبان – یذهبـــون – تذهبیــن –تذهبـن فعل مضارع


مثال : إذهبــا ـ إذهبــوا ـ إذهبــی ـ إ ذهبــن == امر


نكته 1- «نون» در صیغه های مثنی و جمع مذكرو مفرد مؤنث مخاطب علامت مرفوع بودن فعل

مضارع
می باشد و ضمیر بشمار نمی رود .

 


ب) ضمیر متصل نصبی و جرّی كه عبارتند از :

غائب مخاطب متکلـم

مذکر مونث مذکر مونث متکلم وحده


مفرد ه‌ هـا ک ك ی

مثنـی هما هما كما كما متکلـم مع الغیر

جمـع هم هن كم كن نـا


نكته 1- هر گاه این ضمیرها به آخر فعل و حروف مشبهه بالفعل اضافه شوند ضمیر متصل نصبی

هستند اگر به فعل اضافه شوندمفعولاً‌ به و محلاً منصوب هستند واگر به حروف مشبهه اضافه شوند

اسم حروف مشبهه و محلا منصوب می باشند .

مثال: اَعْرفِــک شاهد نا


فعل مفعولاً به و محلاً منصوب (ضمیر متصل نصبی)


نكته 2- هر گاه این ضمیرها به آخر اسم و یا حرف جر اضافه شوند ضمیر متصل جرّی می باشند. اگر به اسم اضافه شوند مضاف الیه و اگر به حرف جر اضافه شوند محلاً مجرور به حرف جر می باشند.
حروف جر: فی- من – الی- علی – بــ - لـِ – عن – ك – حتّــی – حاشا – كلا - واو قسـم .........
واو قسم مثل: و العصر - و التین و الزیتون منك: من ك

حرف جر مجرور به حرف جر حرف جر مجرور به حرف جر
جار و مجرور جار و مجرور

3- اسم اشاره: به دو شكل به كار می رود.
الف) اسم اشاره به دور:
مذكر مونث معنی
مبنی مفرد ذلك تلك آن
معرب مثنی ذانك-ذینك تانك-تینك آندو
مبنی جمع اولئك اولئك آنان-آنها



ب) اسم اشار ه به نزدیك:
مذكر مونث معنی
مبنی مفرد هذا هذه این
معرب منثی هذان- هذین هاتان- هاتین ایندو
مبنی جمع هولاء هولاء اینان- اینها


نكته 1- اسمهای اشاره هولاء و اولئك فقط برای جمعهای عاقل (انسانها) به كار برده می شوند و برای جمعهای غیر عاقل (غیر انسانها) از هذه و تلك استفاده می شود. (برای جمعهای غیر عاقل یا غیر انسانها از قواعد مفرد و مونث استفاده می كنند. یعنی، ضمیر، فعل، اسم اشاره، اسم موصول، مفرد و مونث به كار برده می شود.) مثال:
تلامیذ – معلمون – معلمات
هولاء – هولاء – هولاء (جمع عاقل، انسانها)
اولئك – اولئك – اولئك

نكته 2 - اسم( الـ ) دار بعد از اسم اشاره اگر جامد باشد عطف بیان و اگر مشتق باشد صفت مفرد می باشد
هولاء التالمیذ (عطف بیان ) هولاء المعلمون (صفت مفرد )

4- موصول: به دو شكل به كار می رود:
الف) اسم موصول خاص كه عبارتند از:
مذكر مونث
مبنی مفرد الذی التی كسی كه
معرب مثنی الذان- الذین التان – التین كسانی كه
مبنی جمع الذین الّاتی كسانی كه


ب) اسم موصول عام (مشترك) : برای عاقل (انسانها)، مــن كسی كه، آنكه
برای غیر عاقل (غیر انسان)، ما چیزی كه، آنچه
نكته ا- به جمله ای كه بعد از اسم موصول قرار می گیرد، جمله ی صله (صله ی موصول) گفته می شود.
در جمله صله ضمیر ی بكار برده می شود كه به اسم موصول برمی گردد و به آن ضمیر عائد
گفته می شود . مانند: الله هو ا لــذی ارسـل رسوله با لهدی
اسم موصول صله ( صله ی موصول)

نكته 2= اسم موصول بعد از اسم الـ دار اگر به معنی ( كه ) باشد صفت مفرد می باشد .
هذا هـو الظبــی الــذی فتشت عنـه طـول النهـار .

5- معرفه به الـ (ذواللام): هر گاه نكره ای با «ال» به كار برده شود به معرفه تبدیل می شود كه به آن معرفه به ال (ذواللام) گفته می شود و هیچگاه تنوین نمی گیرند. مثال: ال+ كتاب‌ = الكتاب الرجل ، الشجره و … یعنی اگر ال را برداریم نكره می شود.

6 ـ معرفه به اضافه: هر گاه اسم نكره ای به اسم معرفه ای اضافه شود اسم نكره به معرفه تبدیل
می شود كه به آن معرفه به اضافه گفته می شود . مثال:
كتاب + التلمیذ كتــاب التلمیــــذ
معرفه به اضافه معرفه به ال (مضاف و مضاف الیه)
نكته ا: معرفه به اضافه یا مضاف ، هیچگاه ال- تنوین- نون مثنی و نون جمع مذكر سالم نمی گیرد. مثال:
اخوانِ + كم اخـواكـم
اخوینِ‌ + كم اخویـكم
معلمون + المدرسه معلمـو المدرسه
معرفه به اضافه معرفه به ال (مضاف و مضاف الیه)
( مضـاف در معرفه و نکــره بودن از مضـاف الیــه پیــروی دارد به این صورت که اگـر مضاف الیـه معـرفه باشد مضاف هم معـرفه و اکـر مضاف الیـه نکــره باشــد مضاف هــم نکــره می باشد .)
کتاب معلــم کتاب المعلــــم






نظرات() 
نوع مطلب : قواعد 
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات